ابزار وبمستر

گاه نوشته‌های من

خودزنی یه شاگرد


سمانه شاگرد شیطونی بود، گاهی درس می خوند و گاهی نمی خوند و همیشه دنبال این بود که به بهانه‌ای از کلاس در بره به قول خودش کلاسو بپیچونه یه بار به بهانه مسئولیت کتابخانه و کمک معاونت پرورشی کلاسم رو پیچونده بود. اما دیگه بهش اجازه نمیدادم و کم‌کم با من تا حدی صمیمی شد. یه روز اومد کنار میزم وقتی داشت حرف میزد یهو آستین مانتوش بالا رفت و ساعدش افتاد بیرون. در کمال ناباوری دیدم ساعدش کبود و زخم شده گفتم چی شده؟ گفت خانوم خودکشی کردم ولی نشد بمیرم. خیلی تعجب کردم، وقتی دلیلش رو پرسیدم همه چی را تعریف کرد.

سمانه ما عاشق بود12119_ayxcgtywhbowsobe.gif و خانواده مخالف ازدواجش بودند. کمی صحبت کردیم ولی مگه حرف تو گوش این دخترا میره! می گفت بازم خودزنی میکنه.

غروب که داشتم می‌رفتم خونه با مشاور هم مسیر بودم باهش صحبت کردم و گفتم یکی از دخترها این مشکلو داره و قصد خود کشی داره اما اسمشو نگفتم ولی به بهش گفتم راهنماییم کن اگه اومد صحبت کنه، چی بهش بگم.

جوابی داد که خودمم از دستش حرصم گرفته بود و دلم می خواست همون جا خود زنی کنم.380419_mindblowing.gif

ایشون گفتند: عزیزم هیچ کاری نکن خودتو ناراحت نکن اگه اومد لطف کن بگو این دفعه عمیق تر بزن که کاملاً رگت پاره بشه تا بمیری.708719_jokersmile.gif

گفتم: چرا؟571419_noooway.gif

گفت: تا بمیرند از دستشون راحت بشیم.184619_jawsmiley.gif

سرانجام سمانه با یکی دیگه عقد کرد که دوسش نداشت پسر خوبی بود ولی دل سمانه جای دیگه بود، آخر اینکه تصمیم گرفت جدا بشه با همون پسره ازدواج کنه...

................

بعد از تحریر:

امروز سمانه تماس گرفت با همون نامزدش عروسی کرده.(12/8/94)

نیلوفر
۰۱ تیر ۹۴ , ۰۹:۵۹
انسان آگاه می داند که زندگی پیوسته در حال تغییر است؛ زندگی یعنی تغییر. تنها یک چیز همیشگی است و آن خود تغییر است.((اشو))

پاسخ :

بله درسته
☆.مهسا .☾
۰۱ تیر ۹۴ , ۱۰:۲۹
ای بابا عاشقی بد دردیست
چه حوصله ای داشته این خود زنی تا پسران هستند چرا خود زنی!!!!!(خنده فراوون)

پاسخ :

نه هر پسری!
آنا
۰۱ تیر ۹۴ , ۱۲:۰۶
بدترین قانونی که ایران داره همین داستان ازدواجه. حالا من کاری با دخترهای پونزده شونزده ساله ندارم که قانون باید کفالتشون را به عهده داشته باشه. اما فکر کن همین دختر چهل ساله هم بود باز ماجرا همین بود. خانواده مخالفه! من نمی دونم کی می خواد با اون آدم ازدواج کنه. خانواده یا اون دختر؟ این حرف ها هم که صلاح می دونند و این ها هم همه اش کشکه. خیلی از این پدر و مادرها صلاح می دونستند زندگی خودشون اون شکلی نبود.

پاسخ :

موفقم گاهی هم عکسش بوده شاگردی داشتم خانواده به زور می خواستند شوهرش بدهند به یه آدم معتاد اونم قرص خورد و متاسفانه فوت کرد.
پت pat
۰۱ تیر ۹۴ , ۱۲:۳۵
پت: .....................................
✿✿ یاشل ✿✿
۰۱ تیر ۹۴ , ۱۲:۴۳
وضع مشاورای ما که این باشه بهتر از این از مردم عادی نمیشه انتظار داشت.خدا بخیر کنه

پاسخ :

بله متاسفانه این جوری بود.
ماه درخشان
۰۱ تیر ۹۴ , ۱۶:۲۸
سلاام . صبح تا اومدم نظر بزارم نتم قطع شد :D
آره زیاد تو جو به روز رسانی نیستم مطلبی که خیلی عالی باشه و بقیه هم بخوان ازش استفاده کنن میزارم ;)
عجب مشاوره مهربونی ؟؟؟ چه قدر احساس مسئولیت :|
دریا جون چطوری؟ چه قدر خوب شد اومدی بلاگ دیدی بلگفا چی شده ؟؟؟ :O

پاسخ :

سلام خوبم ممنون خودت خوبی؟ آره منم صبح اومدم وبلاگت نشد کامنت بذارم!
بلاگفا کلا نابود شده امروز که نسخه پشتیبانش گذاشته باز برای من باز نشد اونهای هم که باز میشه به روز نمیشه عجب وضعی شده! من فقط میخوام آرشیوم رو بیارم اینجا فکر نکنم بشه کاش همون موقع که شما اومدین بلاگ منم میامدم.
ماهی سیاه کوچولو
۰۱ تیر ۹۴ , ۲۱:۳۷
عجب مشاور بد ذاتی

پاسخ :

نمی دونم چرا همچین حرفی زد واقعا از یه مشاور بعید بود.
آنا
۰۲ تیر ۹۴ , ۱۲:۴۹
ای داد بیداد ... الهی بمیرم. شما چقدر تراژدی دارید.

پاسخ :

:((
هیما
۰۲ تیر ۹۴ , ۱۸:۴۶
عجب!!! این دیگه چه مشاوری بود؟

پاسخ :

چی بگم والا گاهی مشاوران اشتباهاتی جبران ناپذیر مرتکب می شوند. مشاوره هم شغل حساسیه مثل قضاوت، گاهی می تونند بد جور شرنوشت رو تغییر بدهند با یه مشاوره بد.
معلم کوچولو
۰۲ تیر ۹۴ , ۲۱:۴۰
عجب مشاور بیخودی! خب 4 نفر آدم برن پیش این که همه خودکشی رو انتخاب میکنن

پاسخ :

بی شک همینطوره
معلم کوچولو
۰۲ تیر ۹۴ , ۲۱:۴۰
عه این لینک منه؟ :)
ممنون عزیز جان

پاسخ :

بله خانوم
ان شاءالله دوستان بتونند وبلاگتو پیدا کنند.
مهسا
۰۲ تیر ۹۴ , ۲۱:۵۶
سلام ای داد و ای بیداد

عجب ماجرایی :(

+ راستی چرا لینکه منو حذف کردین؟ :(

پاسخ :

سلام
آخه گفتید لینک می کنید من در مقابل لطف دوستان لینک می کنم اما لینک شما رو ندیدم.
الان اومدم وبتون لینکتون رو دیدم.
لینک شدید. ممنون(گل)
فاطمه 75
۰۳ تیر ۹۴ , ۰۱:۰۲
چه مشاورییییییی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پاسخ :

!!!
فاطمه 75
۰۳ تیر ۹۴ , ۰۱:۰۲
خوبه که آخرش با همون پسره ازدواج کرد

پاسخ :

قرار بود جدا بشه دیگه خبر ندارم چکار کرد.
فاطمه 75
۰۳ تیر ۹۴ , ۰۱:۰۵
ممنونم که اومدی وبم

+ خیلی از وبت خوشم اومد ( با نوچه به همین دو سه تا پستی که خوندم ازن )

+ لینکی

پاسخ :

ممنون خوش آمدی
ممنون
اعظم سادات
۰۳ تیر ۹۴ , ۱۲:۰۱
سلام خانمی
ببخشید دیر امدم بهت سر بزنم الان پستای آخرت رو خوندم
وای از دست این بچه ها
تو درسه فاطمه مخصوصا دوره راهنمایی نصف بچه های کلاس با تیغ روی دست وپاشون اول اسم دوستشون رو
حک کرده بودن اونم نه دوست پسر دو ست دخترشون رو
نمیدونم در این دوران چی تو مغزشون می گذره اما هرچی هست اما مسبب این اتفاق ها اول خانوادشون وبعد هم
همین مشاورا هستن که بعضی هاشون اصلا نمیدونن چه برخوردی با نوجوون داشته باشن
امان از دست چنین مهمونایی که امدن خونه اتون مهموناتون رفتن یا هستن خدا بهت صبر بده
از این قماش مهمون داشتم واقعا اعصاب خورد کن هستن
خوش باشی گلم

پاسخ :

سلام ممنون خواهش میکنم
بله به نظر منم مقصر اصلی خانواده ها هستند این دختر اصلا بعضی روزها نمیامد مدرسه. هم مدرسه رو پیچونده بود هم خانواده یه بار با موتور پسره رفته بودند شهریار تصادف کرده بودند. یک عجوبه ای بود نذاشت خانواده بفهمند خوب معلومه خانواده سهل انگاری داره!
بدتر از این موضوع این بود که بعد عقد دختره پسره با خانواده اینها رفت و آمد داشت ببین دیگه چه خانواده ای بودند که گذاشتند دوس پسر دخترشون راحت بیاد و بره. واقعا من موندم اینها چرا اینجور بودند. خلاصه داستانش طولانیه...
خانم توت فرنگی
۰۳ تیر ۹۴ , ۱۳:۲۶
چه مشاور با سواد و با شعوری!!

پاسخ :

بله واقعاً خیلی هم ادعای مشاور بودن داشت.
معلم کوچولو
۰۳ تیر ۹۴ , ۱۴:۳۸
خوبه با اینجا اخت شدی.من که فقط باید برگردم وب خودم

پاسخ :

دعا می کنم بلاگفا درست بشه شما به وبت برسی من هم به آرشیو.
saeed 8763
۰۳ تیر ۹۴ , ۱۶:۵۷
سلام عالییییی به ماهم سربزن

پاسخ :

سلام
ممنون
رضوان
۰۴ تیر ۹۴ , ۱۰:۰۰
کاش منم همیچین معلم باحالی داشتم که راحت درمورد عشقم باهاش حرف بزنم
معلم های ما بزور جواب سلام میدن

پاسخ :

ما تلفنی هم حرف میزدیم. البته تنها کسی بود که شمارمو بهش داده بودم.
ماه درخشان
۰۴ تیر ۹۴ , ۱۱:۱۸
سلام عزیزدلمممممم . مرسی از نظر خوشگلت . خوشحالم این نظرو داری.

ولی من ازش کلی چیز میز جذب کردم :دی

من پول جذب کردم ولی این تمرینو تازه خوندم دارم انجام میدم :دی

پاسخ :

سلام
خواهش می کنم.
راستش من رو پول تمرکز نکردم ولی خوب پول زیادی اومده دستم.
kimia ...
۰۴ تیر ۹۴ , ۱۵:۴۸
اجی خعلللللی عالی هس فدات

پاسخ :

ممنون
ساناز
۰۵ تیر ۹۴ , ۱۳:۲۲
سلام عزیزم. ممنون که به وبلاگ من سرزدید. اگه به مشاور هم نشه اعتماد کرد پس چه کسی رو میشه طرف مشورت قرار داد؟

پاسخ :

سلام
ببینید مشاور خوب نداریم الان من چند سال سابقه دارم سه سالش تهران بودم امسال اومدم شهرستان. این ماجرا مربوط به پارسال هست و در تهران اتفاق افتاد مشاوره خودش تحصیلات عالیه ارشد داشت آخه این حرفش عاقلانه بود؟ بعلاوه چون من ساعات تدریسم خورد میشه در چند مدرسه. پس من در طی یک سال با چند مشاور در ارتباطم. می بینم همین مشکلات در مدارس دیگه هم هست مورد خودکشی، بزهکاری و... و حتی کار به پلیس 110 هم کشیده. من نمیگم اینها بی سوادند اما روانشناس نیستند اینها مشاور تحصیلی هستند یعنی فقط می تونند به دانش آموز کمک کنند تعیین رشته کنه و هدایت تحصیلی کنند خوب البته اینم بگم که حتی در این زمینه هم متاسفانه مرتکب اشتباهاتی می شوند و دانش آموز از لحاظ تحصیل دچار اشتباه میشه من این موارد رو دیدم که تا حدودی اعتماد خودم را از دست دادم.
ساناز
۰۵ تیر ۹۴ , ۱۹:۲۳
بله حق با شماست. من هم بعد از دیدن اون آقا دامادی که خاطرش رو خوندید , نظرم در مورد مشاور و روانشناس یکم تغییر کرد. یکبار دیگه به من ثابت شد فقط خوندن چند تا کتاب و پاس کردن دروس دانشگاه کافی نیست و طرف باید جوهرش رو هم داشته باشه

پاسخ :

تعهد و تخصص باید هر دو در کنار هم باشه تا یه معلم در کارش موفق بشه، حداقل در روز اول این توانایی رو در خودش ببینه بره دنبال این شغل. به نظرم من یکی از ارکان مهم آموزش در ایران مشاوره هست و باید به این موضوع بیشتر توجه بشه. خب وزارت آ.پ یه سری کلاسهای آموزش ضمن خدمت برگزار میکنه ولی کافی نیست چون جدی برگزار نمیشه.
خانوم معلم کار وفناوری
۰۷ تیر ۹۴ , ۰۰:۲۹
سلام دریا جونم
خیلی ناراحت کننده است که این ماجراها اتفاق میفته و بدتر اینکه مشاور مدرسه همچین حرفی میزنه.

پاسخ :

سلام
فقط می تونم بگم متاسفم
hani
۰۹ تیر ۹۴ , ۱۳:۲۷
سلام وبتون عالیه
ممنون میشم سری به وب منم بزنید
منتظرتون هستم
موفق باشید

پاسخ :

سلام
ممنون
من تا ته فرداهام ...^-^
۰۹ تیر ۹۴ , ۲۲:۱۲
دریا جون من بیام از بچه ها کلاس و بعضی استادام بگم کلا از 1000000متری روانشناسام دیگه رد نمیشی دوره ایه که قطیه انسانه ....

پاسخ :

جدی؟ کاش تو وبتون بنویسید.
من تا ته فرداهام ...^-^
۰۹ تیر ۹۴ , ۲۲:۱۴
سلام دریا جون دلم خیلی تنگت بود بدبختی نمیدونستمم کجایی...باشه گل نازم هرچی دوس داری صدام کن ....این بلاگفا سگ سیبیل خیلی تخسه دلش کتک میخواد...اره لطف میکنی دریا جونم :*

پاسخ :

سلام به وبم خوش امدی!
سها
۱۵ تیر ۹۴ , ۲۰:۴۷
ای بدم میاد از این خانواده ها که مانع ازدواج بچه هاشون میشن ویکی وبهش تحمیل میکنن واخرشم بجای خوشبختی بدبختش میکنن

پاسخ :

این ازدواجها سرانجامی نداره نمی دونم چرا هنوز بعی خانواده ها با بچه ها این گونه برخورد می کنند؟
خانم آبی
۱۹ تیر ۹۴ , ۱۷:۲۱
چقدر دردناک.. آرزو می کنم الان خوشبخت و آروم باشه

پاسخ :

خبر ندارم میخوام زنگ بزنم حالشو بپرسم.
fatemeh teacher
۲۳ مهر ۹۴ , ۱۸:۳۹
وای چه بــــــــــــــــــــــــــد....

پاسخ :

بله خیلی بد بود.
معلوم الحال
۲۰ فروردين ۹۵ , ۲۲:۵۲
سلام
واقعا چه بد :( دختری که هنوز طعم بچگیش رو نفهمیده میخواد زود ازدواج کنه. اونم با یه دل پیچه ساده که اسمش رو میزاره عشق ...

پاسخ :

سلام به وب من خوش آمدی
والا با اجازتون بچه اش هم تو راهه بچه دار هم شدند خانوم کوچولوی قصه ما
علی بیات
۱۸ خرداد ۹۵ , ۰۱:۱۷
سلام..راستش منم عاشق شدم
.
.
.
.
.
.

پول.ماشین.گاو.گوسفند.....
اینا هم جزوه عاشقی حساب میشه!

پاسخ :

 تو این دور زمونه عاشق پول شدن بهتر از عاشق آدم شدنه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan