فردا امام میاد

  • ۱۰:۲۶

بلافاصله بعد از امضای دفتر حضور و غیاب، کیفم را برداشتم که راهی کلاس شوم، یک آن از اینکه احساس کردم از همه‌ی همکارانم بلند قد‌تر هستم احساس غرور کردم، تو این جو کذایی بودم که مدیر با صدای بلند داد زد خانم... یک لحظه ذهنش متوقف شد فامیلیم یادش رفت، برگشتم، دیدم داره یکی از همکارانم را توبیخ میکنه که چرا غیبت کرده به مدیر اطلاع نداد، من را صدا کرد که حرفش را تایید کنم، گفت: خانم فلانی شما رفتی تهران امتحان دادی، مدرسه نیامدی، به من اطلاع ندادی؟ یادته دوبار با من تماس گرفتی که بهت اجازه بدم؟ من هاج واج نگاش کردم، یک لحظه به ذهنم فشار آوردم من آخرین بار کی رفتم تهران و به چه دلیل بوده؟ تا آنجا که یادم میامد من از وقتی که به این مدرسه آمدم دانشگاه را تمام کرده و امتحانی نداشتم، دیدم بدجور گیر افتادم، نه میشد مدیر را تایید کرد نه اینکه همکار را ضایع کرد، ولی یادم بود که معاون مدرسه یه بار بهم گفته بود که خانم فلانی رفته امتحان دانشگاه، نمیاد، به مدیر گفتم: بله من از شما اجازه گرفتم، درسته این خانم به شما اطلاع نداده ولی با معاون مدرسه تماس گرفته و ایشان در جریان بوده، مدیر چند لحظه سکوت کرد و بعد گفت به هر حال باید با خودم تماس می گرفتی، منم درنگ را جایز ندانستم و راهی کلاس شدم.... در حین عبور از سالن دیدم از کلاس سوم تجربی صدای ساز و دهل و بزن و بخون میاد، انگاری کنسرت دانش‌آموزی بود، رفتم در کلاسشون همگی سکوت کردند و سلام کردم و بعد زدم زیر خنده و گفتم چه خبره؟ گفتند خانم فردا امام میاد... عاشق این دخترها هستم که از هر فرصتی برای شادی کردن استفاده می‌کنند.

  • (*post_visits*
مهندس رضا عباسی
با عرض سلام و احترام

مطالب وبلاگتان بسیار عالی و مورد پسند بود.گروه مدرسین پایتخت کلیه ی سوالات امتحانی مدارس،کنکور،دانشگاه های دولتی و آزاد را به صورت رایگان برای دانلود شما قرار داده و توسط متخصصین فعال کارشناسی ارشد و دکترا از دانشگاه های برتر کشور در تمام ساعات شبانه روز آماده خدمت رسانی به شما عزیزان می باشند.در ضمن باعث افتخار ماست که لینک سایت گروه مدرسین پایتخت را در وبلاگتان ببینیم.

با سپاس فراوان

گروه مدرسین پایتخت
ممنون از شما
کامنت شما را تایید می کنم تا کنکوری ها در جریان باشند.
خاتون بانو
چه موقعیت سخت و پیچیده ای و این که چه خوب جوابشونو دادید. واقعا آدم نباید خیلی وقت ها پشت دوستان و همکاران را خالی کنه :)

وای یاد دوران دبیرستان افتادم چقدر همکلاسی های شادی داشتم به هر بهانه ایی بزن و بکوبشون به راه بود. یاد شیطنت هاشون بخیر :)
بله حواسم بود که خراب کاری نکنم ولی نمی دونم مدیرمون چرا این جوری کرد خواب بود، خواب دیده بود یا منو با یکی دیگه اشتباه گرفته بود، به هر حال ضایعش نکردم چون کار درستی نبود هر چند این مدیر خیلی اذیتم میکنه،
دخترای امروزی که خیلی با حال ترند...
کاتب
سلام..
مدیریت خوبی داشتین که همزمان هم جواب درستی به مدیر دادین و هم از همکارتون حمایت کردین.. آفرین:-)
یادش بخیر دوران درس و مدرسه:-)
سلام
ممنونم
دختر ـــَ ک
چه جواب خوبی!!
یعنی بهونشون عالی بود
اومدنِ امام:دی
خوبه که! من این کلاس و بچه هاشو خیلی دوس دارم همه همکارانم با اونا مشکل دارند اما من با همشون دوست هستم.
امیر
سلام
من جات بودم حرف مدیرو تایید نمیکردم با تعجب برمیگشتم می گفتم اصلا من دانشگاه ندارم که!!! (نیشخند)
امروز برا کار اداری دوبار رفتم اداره و برگشتم اتاق حضرات قفل بود سراغ گرفتم میگن مرخصی ساعتی گرفته الان میاد. جالب اینکه بعد دو سه ساعت برگشتم هنوز نیومده بود اونوقت معلم اگه با خود مدیر تماس نگیره زمین و زمان بهم میرزه
ولی بزن بکوب دخترا لایک داره(لبخند)
سلام
نمی شد، نمی تونستم به هر حال اون مدیره، الانم فکرشو می کنم باز به نظر خودم کار درستی کردم. این مدیر ما هم زیاد غیبت میکنه ولی معلماش نباید غیبت بکنند، من که سر وقت میرم مگر واقعا نتونم، تازه اینکه یکی از مدیرا میخواد سال دیگه استعفا بده باورتون میشه منو برای مدیریت پیشنهاد دادندخخخخ من یکی هرگر مدیر نمیشم از وقتی کارای این مدیرامو می بینم از مدیریت متنفر شدم. ترجیح میدم تدریس کنم با بچه ها بیشتر خوش میگذره تا سرو کله زدن با اداره و اولیا...

امیر
آره خب تدریس صددرصد بهتره و البته نونش حلال تر!
بیشتر به خاطر مشکلاتش میگم. مدارس بودجه ندارند اداره مدارس خیلی سخت شده. همین مشکلات مدیران را وادار به کارهای خلاف میلشون میکنه!
مهدی
وای دلم برای بچه ها تنگ شده.

فعلا فرار کردم هم از مدرسه هم دانشگاه.

دخترا که دیگه هیچی از هر فرصتی استفاده میکنن.

اون کار مدیرتون هم اشتباهه، فقط باعث میشه که معلم ها رو از خودش برنجونه.
سلام
چرا فرار؟
دخترا خیلی شیطون هستند، مدیرمون همه را رنجونده، وقتی می خواد کسی را توبیخ کنه هی نمیذاره طرف از در بیاد تو شروع می کنه؟ سیاست نداره دیگه، ولی تو اداره هواشو دارند.
جمال شمسی
سلام

خدا قوت
سلام
متشکرم
سها
خیلی خوب میونه داری کردی و جانب دو طرف رو گرفتی حالا من بودم هاج و واج نگاش میکردم میگفتم نه من کی رفتم
گاهی وقتها خرابکاری هم میکنم این دفعه خوب بود الان اون همکار با من دوست شده خخخخخخ
✿✿ یاشل ✿✿
اولا قالبت بهتر از قبل شده این لایک زیرشم واسم جالب بود هرچی گشتم ندیدم کجا داره تو تنظیمات.
بعدشم بازم خوبه اینا هنوز میدونن امام چیه من فکر میکردم فقط ما بودیم اون جشنای دهه فجریو داشتیم و کلی ذوق واسش میکردیم
سلام
باید در قسمت تنظیمات ساده نظر سنجی را فعال کنی اونجا لایک (سبز)و دیزلایک (قرمز)داره. و بعد در قسمت ویرایش قالب اینجا را تغییر داد
    <a class="rate-button" href="(*rate_up_link*)" rel="nofollow" title="لایک">(*up_rates*) لایک</a>
البته من کد قالبها را از اینجا گرفتم:
  http://erfanwd.blog.ir/    
خانوم معلم ..
امام میاد براش رقصیدن!!!
خخخخخخ
:))
یاشل.ماجراهای خواستگاری
اوه چه سخت بیخیال من دیگه حوصله کدنویسیو ندارم
حسابی حرفه ای شدیا تو کدا
راستش من کد نویسی بلد نیستم این کد آماده است من فقط زحمت کپی و پیستشو میکشم:))
Rosie
Dear Agnes,When Kim told us she had these photos taken, we looked forward to seeing them. Today as we view them, we can’t wait until Baby Al1iaxRe7;s arrival to have you photograph her first year of life! You captured the existential beauty of mother and child in these photos. We are both excited and thrilled to become grandparents, and Alexia is so lucky to have Kim and Mark as her parents! Counting the days to kiss her fingers and toes, and hold that precious bundle!PopPop and Nanny
اگنس ؟؟؟خخخخ
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
پروردگارا تو را سپاس که از میان هنرها وجودم را به هنر معلم بودن آراستی!
Designed By Erfan Powered by Bayan