خارج از شهر

  • ۱۰:۱۸

Image result for ‫حمله سگها به ماشین‬‎

 

 

خارج شهر تو محدوه شهرک صنعتی میخواستم دور بزنم، پیچیدم سمت راست که سه تا سگ ولگرد به ماشینم حمله کردند ، سرعت رو کم کردم که بهشون نزنم یهو احساس کردم یکشون را زیر گرفتم، زدم رو ترمز سگها آروم شدند، چند لحظه جرات نکردم حرکت کنم، بعد آرام رفتم جلوتر، از آینه نگاه کردم دیدم هر سه زنده ماندند، دور زدم رفتم اون سمت، پیاده شدم ببینم ماشینم صدمه دیده یا نه، دیدم بله، آقا یا خانم سگه دندانشو رو سپر ماشین کشیده و قشنگ خرابکاری کرده، چند ماه بود که با احتیاط رفت و آمد می کردم که به در و دیوار برخورد نکنم، حالا یک سگ ولگرد همه چی را خراب کرد...

 

 

  • (*post_visits*
سیّد محمّد جعاوله
برا همه ممکن پیش بیاد
اما من دوس نداشتم برای من پیش بیاد، خیلی ناراحت شدم.
امید می نویسد
این عکس را چطوری گرفتی ؟
از اینترنت گرفتم :)
اون روز با خودم یه گوشی ساده نوکیا برده بودم، نشد عکس بگیرم .
امید می نویسد
شانس اوردی ... هنوز میخاستم ازت ایرادات داوری بگیرم :))))

.....

متن صفحه ی اون آقا را هم خوندم
ما عادت کردیم به اینکه یکی را همیشه مقصر بدونیم
حالا توی رانندگی " خانم ها "
و همین دلیل پیشرفت نکردنمونه

........

هر چیزی به نوعی برای رسیدن به تو دست و پا میزند
باد از بین موهایت رد میشود
نسیم صورتت را نوازش میدهد
عطر با مشامت درگیر است

بیچاره سگ که همان سگ بودنش دلیل شد تا فقط به ماشین خطی بیاندازد
شاید او هم آرزو داشت ایکاش آدمی بود
که وقتی به ماشین تو برخورد میکند
پیاده شوی و حالش را بپرسی
.........
و بیچاره مردانی که هرگز فرصت این را هم ندارند که با ماشینت به آنها بزنی

ایراد داوری؟
من با آقای میم موافقم، مخصوصا جایی که باید سرعت داشته باشیم آهسته میرویم.
سگها عاشق ماشین هستند همیشه دنبال ماشینها می دونند. یه جا قبلا خوندم سگها وقتی به ماشین رسیدند نمی دونند چکارش کنند اما از شانس بد من وقتی به من رسیدند گاز گرفتند.
مردان؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فرصت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مهیار
ماشینتون چی هست؟!
:دی
ال نود
مدل 94
امید می نویسد
من با آقای میم موافق نیستم
من خانمی را دیدم که با یه دست توی یه ون با موبایل صحبت میکرد
و با اون دستش یه دور یه فرمان زد توی یه بریدگی
که مردهای اونجا متحیر شدن
......

بنظرم دلیل اینکه خانم ها گاهی ترمز الکی میزنن یا آروم رانندگی میکنن
اینه که مردها بهشون موج منفی میدن
با بوق های الکی و با چراغ دادن های بیخودی
و حرفایی که بهشون میزنن
شاید حق با شما باشه منم گاهی که بوق میزنند هول میشم. ولی جایی که باید سرعت داشته باشم ندارم.
مهیار
چه خوب!
چرخش واستون بچرخه...

دعا کنید ما هم ال نود بخریم
خخخخخخ
ممنون
ان شاءالله شما هم ال 90 بخرید.
مهدی صالح پور
:) اولین ها به خصوص اولین تصادف ها و خراش های روی ماشین غمگینند!
خیلی ناراحت شدم.  کارت طلایی دارم بعدا میرم عوضش می کنم.
علی بیات
سلام.خانم ها هم خوب رانندگی میکنن.
مشکل فرهنگ رانندگی در مملکت ماست آقا وخانم نداره.
سلام
من یه کمی سرعت بالا مشکل دارم کمی استرس دارم ولی خب هر چه زمان میگذره بهتر میشم.
علی بیات
سلام.راستش پست قبلی رو خود استاد فناوری اطلاعات اومده خونده وکلی شاکی شده.البته یکی از استادهامون خبرشو بهش داده!اونم زنگ زده به رفیقم اقای بهاری همون که با هم رفتیم کتابها رو خریدیم وکلی از دستم شاکی وناراحت بوده وگفته باز همدیگر رو می بینیم ودر خدمتش هستیم.یه جور تهدید کرده دیگه!البته بعدش دوستم بهش زنگ زده واز طرف من عذر خواسته وگفته پست رو پاک میکنه.اونم بخشیده.هرچند میدونم هنوز ته دلش ناراحته و بالاخره این قضیه تو یادش می مونه.به خاطر همین کلا پاک کردم و تا خاطره ای ازش برام نمونه.
سلام
جدی؟ چه بد! خوبه حالا درستون تمام میشه و دیگه در خدمتت نیست :))
کاش ناشناس بنویسی یا اینکه اصلا آدرس به کسی ندی این جوری راحتر هستی.
اگه خواستی خاطرات دوران معلمی را بنویسی توصیه می کنم حتما ناشناس بنویس و آدرست هم عوض کن.
علی بیات
سلام.راستش بلاگفا عادت کردم وکار برام باهاش راحته.مرسی از پیشنهادت
میدونم منم این جور بودم اولش سخت بود اما الان چنان به بلاگ عادت کردم که به هیچ قیمتی حاضر به ترک اینجا نیستم.
خاتون بانو
وای چه وضعیت دهشناکی!!!
من و مادرم هم سه روز پیش خواستیم بریم بیرون. توی کوچه بغلیمون سه تا گنجشک جیغ و داد و فریاد زنان خودشونو انداختن جلو ماشینمون! مامان یه نیش ترمزی زد ولی وقتی رد شد فکر کنم یکی از سه تا گنجشکه نتونسته بود بلند شه و له شده بود نمی دونم درست ندیدم شایدم یه چیز دیگه ایی کف آسفالت چسبیده بود ولی من که خیلی ناراحت شدم :(

یادمه توی تعلیم رانندگی شهرم یه گنجشک و کبوتر میومدم جلو ماشین فرمون کج می کرد و میخواستم بخورم به ماشین بزرگ کنارم ! :) یادش بخیر کلا از بوق استفاده نمی کردم!
به گنجشکها بوق بزنی فایده نداره، منم فکر کنم یه بار یه گنجشکی را زیر گرفتم، سرعتم زیاد بود یادمه که نتونست فرار کنه. اینجور مواقع نباید فرمانو کج کنی خطرناکه.
امید می نویسد
از کارت طلایی استفاده نکن
به دلیل فرانشیزش

مگر اینکه آخر کارت طلایی باشه و داره مهلتش تمام میشه
وگرنه به ازای هر بار استفاده
حالا یه هزارتومان و چه چند میلیون تومان
اون درصد فرانشیزش یکیه
ممنونم بابت این توصیه ارزشمند
باشه حتما همین کارو میکنم
دوستم هم گفتند فعلا نبرش بذار چند وقت دیگه، اما دلیلشو نگفت. به هر حال متشکرم
پت pat
سگه رو می زدید
خخخخخخ
قطعا یه خیری توش بوده
منم اون مطلب که لینکش رو گذاشتید خوندم و مخالفم.
چون همه به یک اندازه مقصرن
خیر؟؟؟
راستش میخوام یه اعترافی بکنم وقتی دور زدم نگاه کردم دیدم یکیشون میلنگه، فکر کنم من زدمش :((
 هر چند که ماشینم خراب شد اما بابت سگه ناراحت شدم.

پت pat
همین که تو آخر مطلب نوشتید
« اینجا را ببینید »
آخه چه خیری؟ :))
طاها میرویسی
اوه
چه بد!
از نظر مالی
قیمتش زیاد نیست شصت تا هفتاد تومان هست، اما من کارت طلایی دارم.
سها
جونور که به طرف ماشین میاد من هول میشم و گاز میدم
سلام
خب اگه سرعت داشتم با همون سرعت به راهم ادامه می دادم اما سرعتم کم بود توقف کردم که آروم بشند که شدند.
آوا Sh
سلام عزیزم.
خوبی؟
اووم چه بد...چه اتفاق بدی..
ایشش بدم میاد از مردایی که در مورد رانندگی خانوما حرف میزنن.اتفاقا من خیلی از خانومارو هم دیدم که صدبرابر از مردا بهتر و مسلط تر رانندگی میکنن.
ممنون که اومدی و مرسی از تبریکت دوستم
روزت خوش.
سلام
خوبم ممنون
خواهش می کنم.
☆.مهسا .☾
وای هاپو!!!
اخ اخ سپر بینوا ... فک کنم الان سگه دندون درد گرفته :دی
شاید هم دندونش افتاده

جمال شمسی
سلام

الحمدالله که بخیر گذشته


اما در جواب دوستمون آقای بیات:

بلاگ با بلاگفا اصلا قابل قیاس نیستن. بلاگ از هر لحاظ برتره
سلام
ممنون
بلاگ از هر جهت بی نظیره
علی بیات
سلام.راستی ماشینت چیه!
نکنه همون ماشینی هستش که میگن وسیله ای هست برای رسیدن به خدا!

میگن مرگ دست خداست پراید فقط وسیله ست!
سلام
تو جواب کامنتهای بالاتر اشاره شده

علی بیات
سلام.بابا مایه دار!معلم ها اکثرا پرایدسوارن
سلام
با حقوق معلمی نمیشه یه پراید هم خرید.
علی بیات
سلام.شغل دوم دارید؟یا از خانواده مایه دار هستید؟
نکنه برای بابات هستش داده فقط سوار شی.
سلام نه مال خودمه
آذرماه نقدی خریدم سندش به اسم خودمه
خدا روزی رسونه، آرزو  کردم رسوند دیگه :))
علی بیات
سلام.پس مستجاب الدعوه هستید!
قربون دستت یه دعا هم برای من بکن.یه خونه میخوام.

راستش اگه واقعا دعاگو خوبی هستی برای من دعا کن هم مالی وهم غیرمالی!
سلام
نه این جوریها هم نیست یک سال بود که دعا می کردم. بعد از یک سال دعام گرفت راستش یکی از دعا های شب آرزوها بود.
براتون دعا میکنم به زودی خونه بخرید و عاقبت به خیر شوی! ان شاءالله
✿✿ یاشل ✿✿
چه تجربه بدی.اصلا من از چند کیلومتری سگ فرار میکنم.خوبه حالا با ماشین بودی خودت آسیب ندیدی
راستی تنهایی منطقه صنعتی میری؟
تنها رفتم ولی رفته بودم دنبال پدرم.
سید مهدی رییس السادتی
سلام
ماشینه منو ببینی چی میگی؟ خودم به هیچ جا نزدم ولی چون تو کوچه میذارم هر کسی رد میشه یه یادگاری روش میذاره

سلام

متاسفانه چند روز بعد از این اتفاق یه روز که از در حیاط بردمش بیرون خورد به دیوار و یه خط کوچکی دیگه ای افتاد رو ماشینم.

mr point
منم یه بار رفتم شهرک صنعتی برای کاری ، تو یکی از این کارخونه ها یه سگ بود ، ون موقع برف میومد ، اون سگه نفس نفس میزد فکر کردم داره میمیره ، یهو همچین دنبالم کرد که از کرده و نکرده م پشیمون شدم ، راستی موزیک وبلاگ یهو پخش میجپ ، سر ظهری سکته زدم
می خواستم موزیکو بردارم یادم رفت اخه با مرورگر موزیلا میام پخش نمی شد
Etty
I will be putting this daizzlng insight to good use in no time.
why
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
پروردگارا تو را سپاس که از میان هنرها وجودم را به هنر معلم بودن آراستی!
Designed By Erfan Powered by Bayan