شاگردان من

  • ۱۷:۱۶

چند جلسه قبل با شاگردان هنرستان در مورد ادامه تحصیلشون صحبت می‌کردم که چند نفرشون گفتند خانوادهاشون موافق ادامه تحصیل نیستند، ناگفته نماند که چهره زیبایی دارند، یکیشون گفت که پسر عموش خانواده‌شو تحریک کرده که اجازه ندهند ... بعد همین شاگرد گفت خانم بعضی دوستامون برای طلا و پول ازدواج می کنند، خیلی تعجب کردم و همون لحظه یاد شلوغی دادگاه روبه‌روی خانه مان افتادم که هرزگاهی صدایی دعوای خانواده ها را می شنویم ...

سمانه همون شاگردم که گفتم خودزنی کرد(اینجا) چند روز پیش زنگ زد و از زندگیش راضی نبود و گفت تو فکر طلاق هست که یه جوری خودشو خلاص کنه و بره با همون عشقش زندگی کنه و فقط عشق سابقش را مرد می دونه، خیلی باهش حرف زدم اما هیچ فایده ای نداشت. سمانه راز بیرون رفتنهاش از کلاس به بهانه کتابخانه را هم فاش کرد، گفت با خودم موبایل می آوردم و تو کتابخانه قایم می کردم، حتی کلیپس بچه ها را هم می برده اونجا تا دست معاون مدرسه نیفته.


 

  • ۱۵۰
پت pat
چی بگم والا
ان شاءالله همه مشکلات شون حل بشه
ان شائ الله
معلوم الحال
هعیییییی
ازدواج دخترا هم توی این دوره شده یه معضل ...
واقعا نمی دونم ازدواج توی سن پایین براشون خوب هست یا نه! اولش که کلی عشقم و عشوه و ناز ... بعدش میگن حالم ازش بهم میخوره. واقعا نمی دونم چی گم ...
الان طلاق بین سن پایین بیشتر رایج شده
علی بیات
سلام.متاسفانه بعضی خانواده ها خیلی سنتی هستن و به این چیزها خیلی حساس اند.البته شاید هم حق دارن چون زمونه،زمونه بدی شده و جامعه و دانشگاه ها هم زیاد فضای سالمی ندارند.

شما هم مراقب باش در انتخاب همسر عجله نکنی یا وسواس زیاد به خرج ندی تا یه وقت پشیمون بشی و کارت به خودزنی بکشه!اون وقت باید یکی داستان شما رو بنویسه!
شوخی کردم ان شاالله خوشبخت بشید.
باشه من مراقبم نه وسواس نه عجله
 خدا را شکر عاشق نیستم کارم به خود زنی بکشه
ممنون از شما
علی بیات
سلام
راستی قضیه خواستگاره چی شد؟
سلام خواستگاره نه، آقای خواستگار
بعدا در موردش می نویسم
☆.مهسا .☾
ای بابا ...
پدر عاشقی بسوزه....
خیلی خوبه که شاگردا همچین رابطه صمیمی ای دارن باهاتون
فقط سمانه تونسته با من رابطه داشته باشه شیطون بود ولی برای من و دبیر ریاضیش احترام زیادی قائل بود الان فرسنگها از هم دوریم ولی همیشه زنگ میزنه اینم خیلی خواهش کرد تا شماره بهش دادم 
** سیلاک **
همه چی از فقره ، یعنی چی آخه دانش آموز رو شوهر میدن .. اون چی از زندگی می دونه خودش هنوز بچه است ...


دلم گرفت :(
خیلی از شاگردهام ازدواج کردند اینها هنوز به بازی نوجوانی احتیاج دارند چه می دونند زندگی یعنی چه؟ هر جلسه رفتم کلاس خبر ازدواج یکیشون را دادند. همینه طلاق زیاد شده
علی بیات
سلام
بعععععله ببخشید آقای خواستگار
خب پس خبرهایی هست!
سلام 
نه خبری نیست هنوز تصمیم نگرفتم چون شناخت کمی ازش دارم
علی بیات
سلام.خوبه که سرکلاس سعی میکنید با بچه ها به اندازه صمیمی باشید
من که بیشتر موقع ها سرکلاس جدی هستم وگاهی هم بچه ها رو تنبیه میکنم درست برعکس دوران دانشگاه که سرکلاس شوخ طبع بودم.دوستام هم خیلی ازم تعجب می کنن.
قضیه خواستگاره رو ببخشید آقای خواستگار رو هم بنویسید.شب بخیر
سلام 
خیلی صمیمی نمیشم چون می دونم عاقبت خوبی نداره اما همیشه وقتی برای صحبت کردن و درد دلشون میذارم بیشتر آخر وقت. چند وقت پیش برای سوم های تجربی درباره کنکور و مطالعه حرف زدم بعد اون تا چند جلسه فقط تدریس داشتم یه روز شاگرد اولشون گفت خانم برامون صحبت کنید شما چیزهای مفید میگید گاهی وقتها این صحبتها لازمه چوون می دونم همکارانم خیلی کم باهشون صحبت غیر درسی دارند
گاهی خیلی جدی بودن و سخت گیر بودن نتیجه عکس داره بهتره برای آرامش خودمون و بچه ها متعادل باشیم
باشه اگه خبری از آقای خواستگار شد می نویسم.
مهر بانو
سلام.
دنیای شاگردا و دانش آموزا دنیای عجیبی هست که وقتی پای درد و دل میان و بازگو می کنن شاید قطره ای از دریا را به ما نشان بدهند.
و سخت ترش اینه که خیلی وقتا کسی نیست پای دردودلشون بشینه و یا همدردی کنه و راهی پیش پاشون بگذاره.
امیدوارم که همگی خوشبخت بشوند.
چقدر سخته که کسی بخواد خلاف خواسته اش به اون چیزی را تحمیل کنه اونم توی دوران نوجوانی.
موبایل اونم مدرسه؟! وقت نوجوانی ما که خیلی سرگرمی و وابستگی به موبایل نبود ولی خدا به داد الانمون برسه که 90 درصدمون زندگیمون بند موبایله.
سلام
همدردی کم شده تو این دور و زمونه هر کسی به فکر خودشه بچه ها خیلی مشکل دارند از خانواده هاشون خیلی دورند هر وقت اشتباهی مرتکب میشند یا مدیر یا معلم را مقصر می دانند و این وسط خانواده بی تقصیر. شرایط جامعه عوض شده فقط می خواهند دختراشون شوهر بدن مسئولیت از گردنشون ساقط بشه اما اشتباه می کنند.
موبایل هم شده یه معضل برای مدرسه 

لا نتوری
یکی میگفت پدر و مادر ها باید بچه هاشون قبل از اینکه عاشق بشن بفرستن شون خونه بخت
حالا اینکه درست گفته یا اشتباه کاری ندارم اما
یه حرفش جالب بود و اینکه : اونا اگرعاشق بشن وبعد با یکی دیگه ازدواج کنن
توی زندگی هر جا به مشکلی برسن با خودشون میگن اگر معشوقه ام بود اینجور ی نمیشد
اون یکی فکر کنم درست گفته نمونه ش همین سمانه است دیگه
Latoya
Ecminooes are in dire straits, but I can count on this!
manicure
Wonderful goods from you, man. I've understand your stuff previous to and you're just extremely wonderful.
I actually like what you have acquired here, certainly
like what you are stating and the way in which
you say it. You make it enjoyable and you still take care of to keep it wise.
I can not wait to read far more from you. This is actually a wonderful site.

خب خاطرات زیاد هست آنهای که منو به فکر وا می دارند اینجا می نویسم 

یا خاطراتی که لبخند به لب میارند

روش خاصی برای نوشتن ندارم همین جوری می نویسم بدون سبک خاصی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan