وقتی مدیر شدم، دیدم

  • ۱۹:۱۳

  اوج درد یک مدیر زمانی هست که مادر یکی از بچه های مدرسه دیگه بیاد پیشت بگه دخترم لباس گرم نداره بپوشه، صبح از سرما می لرزه براش لباس بخرید... یا مادر اون شاگردی که چشمهاش از بیماری قند داره کور میشه و هزینه عمل نداره ... وقتی مدیر شدم خیلی چیزها را دیدم...


  • (*post_visits*
معلوم الحال
:((
لعنت به فقر
فعلا تا جیب سیاه چاله های نجومی پر بشه وضعیت همینه
هنوز یک قران به حساب مدارس واریز نشده استان ما هم که زلزله زده و بحرانی هست دیگه بماند
معلوم الحال
از حساب مدارس باخبرم
توی تهیه کاغذ آ4 هم بعضا مشکل دارن. از اولیا و خیرین باید کمک بخوان
تا دو قرون بدن به مدارس جگرشون رو خون میکنن. ولی از اونور ... :(
خیرین برای این چیزها مدارس را حمایت نمی کنند
نفس نریمانی
:(
:(
** سیلاک **
چقدر دلم گرفت واسه اون مادر :((

حق مردم ما این نیست ...
حق مردم نیست ولی کو گوش شنوا
حوا ...
چی می‌گذره تو دلتون :((
خدا بهتون تحملِ شنیدنِ این دردها رو بده... سخته...
سکته نکنم خوبه اینو جدی گفتم
علی رحمانی پور
واقعا اینجور مشکلات زیاد شدن
متاسفانه مشکلات بدتر از این هم داریم
آقای سین
زن دایی من هم معلمه توی یکی از استان های نزدیک شما!
سیده هست و فوق العاده احساسی... بیشتر درآمدش صرف شاگرداش میشه...

خدا خیرش بده
علی بیات
سلام
متاسفانه این مشکلات همه جا هست.کار خاصی هم از دست آدم برنمیاد.
سلام
بله متاسفانه
مریــــ ـــــم
ادم بازم نیست مدیر باشه تا این چیزا رو ببینه
زمانی که مدیر نبودم کسی برای این کارها به من مراجعه نکرد
علیـ ــر ضــا
بله اینطوریه مسئولیت ها زیاد میشن
الله وت رحم بکه
وقتی کسی میاد رو مینداز من خجالت میکشم غصه میخورم 

مهدی صالح پور
خوش به حال مدیران ارشد که دغدغه هیچی ندارن، راحت میخوابن
آره واقعا خوش به حالشون مخصوصا رئیس جمهور که مسئولیت هشتاد میلیون به گردنشه و عین خیالش نیست
ساناز
سلام. واقعا خیلی سخته این چیزها رو ببینی ولی کاری از دستت برنیاد.
سلام چکار کنیم قدرت دست اونهاست
ولی خداییش این آقا اصلا به من سخت نمیگیره اینش خوبه
منتظر ....
چقدر این روزها فقط خبر بد میشنویم ))))))))):
دردهای جامعه ما که یکی دو تا نیست
سها
امان ازفقر...
 مملکت ثروتمندی داریم اما متاسفانه هدرش میدن
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
پروردگارا تو را سپاس که از میان هنرها وجودم را به هنر معلم بودن آراستی!
Designed By Erfan Powered by Bayan