پس لرزها همدم لحظه های پاییزی

  • ۲۱:۳۸

دیروز روستای محل کارمون پس لرزه 3 ریشتری آمد، خیلی عجیب بود، اول انفجار بعد لرزش ساختمان، شانس آوردیم ابتدایی ها پایین بودند، اونها روزهای عادی موقع پایین آمدن از راپله مصدوم دارند وای به حال شرایط این جوری .... دبیرستانی ها هم زود در رفتند، با وجود اینکه مانور زلزله بهشون گفتیم درصورت امکان پناه بگیرن بهتره، باز گوش نکردند، دو تا از دبیرها خیلی ترسیده بودند در حال غش بودند که یکی از دخترا رفت از آبدارخونه براشون آب آورد، بهشون گفتم شما باید بچه ها را دلداری بدین نه اینکه اینها براتون آب بیارند، تازه گریه هم می کردند، دبیر ریاضی بارداره، بنده خدا وایساده بچه ها بیان بیرون بعد خودش آمده، روحیه ش هم از همه بهتر بود، در عرض چند دقیقه اولیا همه ریختند تو حیاط مدرسه، نگران بچه هاشون بودند. دیگه کسی حاضر نشد به ساختمان برگرده مدرسه را تعطیل کردیم.

ترکهای تازه تر اضافه شد به ترکهای قدیمی، خدا به دادمون برسه این روستا روی گسل واقع شده و پس لرزه هاش شدیده

خلاصه حلالمون کنید امیدی به شهادت در راه شغل شریف معلمی هست :)

 چند روز پیش یه گونی کلیپس آوردند که بین بچه ها توزیع کنم، آخه کلیپس به چه درد زلزله زدها میخوره، ساندیس آوردن هیچکی نخورد، گندیده بود، الان چند کارتون ساندیس تو انبار رو هم گذاشتیم.

بیسکویت آوردند، اندازه پر کاهی وزن نداشت، وقتی بوی کنسرو بادمجانش بهت بخوره تا سه روز از غذا خوردن میفتی، خلاصه هر چه بدرد نخوره دهیار میفرسته برای من که بین بچه ها توزیع کنم که رو دستشون نمونه ... شب تو حیاط مردم کیسه لباس کهنه میریزند. خونه هامون خراب شده  ولی خدا را شکر لباس داریم بپوشیم، زلزله ما را نمی کشه اما با این کاراشون ما رو سکته میدن....

مردم ایران خوب کمک کردن دستشون درد نکنه اما مدیریت خوب نبود...
  پاییز را نفهمیدیم چگونه گذشت، اینقدر خونه مون ترک داره که هیچ جایی امنی برای خواب نداریم، با هر پس لرزه ترکها بیشتر و عمیقتر میشه، شبها کنار میز می خوابم، دو تا لیوان میذارم که از صداشون بیدار بشم اما صبح بیدار میشم زلزله نگار را نگاه می کنم میبینم پس لرزه آمده و من اونقد خسته بودم که بیدار نشدم...

دبیر شمی هم بارداره، بنده خدا تو زلزله دست چپش شکست دست راستش هم انگشتش شکست اما خدا را شکر کوچولوش سالم مونده...


  • (*post_visits*
shab gard
ایشالا همیشه زنده باشید معلم عزیز

همه معلم ها همچین سختی هایرو گذروندن ایشالا شما هم به خوبی ازشون رد میشی و ایشالا که همه شماها هم مردم روستا هم دبیران محترم سالم و سر زنده باشید ارزو ی سلامتی برای همتون داریم
امیدوارم که این روزای سخت زود تر بگذره

مگه بارداران مرخصی بارداری ندارن

ممنون زنده باشید
معلم نداریم مرخصی ندادن معلم ریاضی هم از خودگذشتگی کرده با وجود مسیر طولانی و صعب العبور گفته تا وقتی بتونه میاد
پت pat
سلام
مگه شما کجا هستید ؟ ( البته اگه فضولی نیست )
ما استان کرمانشاه هستیم 
shab gard
اها امیدوارم اوضا از این بد تر نشه

و موفق باشید
ان شائ الله زمین آرام بگیره
معلوم الحال
انشالله که هر چه زودتر اوضاع روبه راه بشه :((
ان شائ الله
سپاسگزارم
محمد روشنیان
چه شرایط بدی!
شبهاش استرس داریم
** سیلاک **
دیروز رشت هم یه زلزله اومد متاسفانه انگار این زلزله دست از سره ما برنمیداره ..

خدا قوت و خسته نباشی خانم مدیر :))))
ان شائ الله بلا دور باشه
ما از کانون زلزله دوریم ولی گسلها منطقه ما هم فعال شده 
علی آقا:)
سلام:)
مانور، زلزله ما جوری بود
که، سخت ترین دوره رو
مدیر مدرسه که دوست
پدرم بودن و هستن
از هلال احمر خواست برامون بزاره، ولی کلی
چیز یاد گرفتیم، به ساختمان هنرستان ایمان
داشتیم که زلزله ۱۰ ریشتریم از پا در نمیاردش
دست گل طراحاش درد نکنه:))
ولی، برای مدیر مدرسه سخته که یک لحظه ببینه
ساختمان مدرسه داره، ریزش میکنه،، من خودم
رو حفظ میکردم و حاضر بودم شهادت در این راه نصیبم شود ولی بچه های سرزمینم که در مدرسه
درس میخوندن زنده بمونن
و کلاً خوشحالم که بچه های مدرسهتون سالمن:)

و این پس لرزه ها ان،شاالله
متوقف بشند:)
سلام
من که شهادتو شوخی کردم ولی حاضر نیستم یه خار بره تو دست شاگردام مخصوصا بچه های ابتدای 
به خاطر اینکه اذیت نشن میخوام جای کلاس های دبیرستان و ابتدایی را تغییر بدم ما بریم طبقه دوم بیشتر به خاطر کلاس اولی ها

علی بیات
سلام.ان شاالله خدا بخیر کنه.
الهی آمین!
سلام 
ممنون ان شائ الله
حوا ...
امیدوارم زود آرامش برگرده به زندگیِ مردمِ خوبِ کرمانشاه.
ان شائ الله 
ممنون
جنابــــــــ دچار
ترکهای تازه تر اضافه شد به ترکهای قدیمی

+روحیه ی شما توی این پست شبیه روحیه ی کتابهای دوران دفاع مقدس بود :)
روحیه اونها کجا و ما کجا
راستش پیش خانواده که هستم استرس دارم ولی وقتی مدرسه هستم بهترم 
سجاد بوداغی
وای - شرایط سختیه
خدا به شما صبر و قوت بده
ان شاء الله که دیگه خبرهای بد نشنویم
ممنون
ان شائ الله
مهدی صالح پور
چه ترسناک. نمی دونم چرا امسال این شکلی ه.
سال سختی بود
ساناز
خرابیهای زیاد و وسیع، هوای سرد.شرایط شما خیلی سخته. انشالله خدا توفیقتون بده.
ما که غیر از دعا و یکسری کمکهای ناچیز و ناقابل کاری دیگه نمیتونیم انجام بدیم. خدا حافظتون باشه.
ممنون از شماخدا خیرتون بده
مردم ایران محبت بی نظیر خودشون را نسبت به کرمانشاه نشون دادند خدا خیرشون بده الان نوبت دولته که خونه ها را بازسازی کنه 
سپیده مامان درسا
خدا خودش رحم کنه به همه
واقعا تو شرایط آدم میترسه و وحشتناکه
ما دستور تخریب خونه مون را دادند هیچ جایی نداریم هوا خیلی سرده تو این شرایط تو خونه مون هستیم توکل به خدا ان شائ الله همه چی زود روبه راه بشه
سها
خدا به خیر بگذرونه این همه بلا وشورش و مشکلات بی بارونی و برف
چه سالی بود....
الهی آمین
مخصوصا زلزله
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
پروردگارا تو را سپاس که از میان هنرها وجودم را به هنر معلم بودن آراستی!
Designed By Erfan Powered by Bayan