ابزار وبمستر

گاه نوشته‌های من

درسا نوشت

من فقط با ماشینم دوچرخه اش را آوردم خانه، حالا مفتخر شدم به جواب این سؤال که: « کی برایت دوچرخه خریده است؟»

وقتی دلتنگ می شوی

وقتی دلت برای کسی تنگ می شود ...بهار به تو می خندد، پاییز دردت را عمیق‌تر می‌کند، تابستان برایت دفترچه خاطرات می‌شود و زمستان تو را در برهوتی رها می کند و فراموش می کنی خود را...

من دیگه حرفی برای گفتن ندارم

زنگ تفریح زدند و همه همکاران تو دفتر در حال گفتگو هستند، می خواهم بدونم نظرشون نسبت به روز مرد چیه؟
می پرسم: خانمها کادوی روز مرد چی میگیرید؟
اولین کسی که نظرشو میگه، خانم مدیر هست.
مدیر: « کادو؟ من زهر عقرب گرفتم ریختم تو شیشه بدم بهش »


مراحل اعلان خبر ازدواج در پروفایل تلگرام

هر کدام از دوستان و همکارانم که ازدواج کردند در تلگرام به شیوه خاصی این خبر مسرت بخش را اعلام کردند:

شیوه ها را به چند مرحله تقسیم می کنیم: ۱- حرف اول انگلیسی نام زوجین به طرق گوناگون، ۲-عکس حلقه ها،۳- برای خانمها  عکس شوهرانشان بدون اینکه عکسی از خود بگذارند.

یکی کنار سواحل زیبای مازندران با سنگ ریزه حرف انگلیسی اول اسم خودش و نامزدش را نوشته و بعد از مدتی عکس دستهای حلقه پوشیده در کنار دسته گلشون بود. این یعنی عقد کردند.

یکی دیگه حلقه را که اسم هر دو به انگلیسی روش حک شده بود گذاشته بود. به همین اکتفا کرده بود.

یکی دیگه نوشت:« ممنون که هستی همسرم» و بعد عکس خودشان

یکی دیگه هم نوشت:

  ...F & N together for ever بعد هم حلقه ها و بعد عکس نامزدش

ان شاءالله همگی خوشبخت باشند. 



اولین روز کاری ۹۶

امروز اولین روز کاری سال جدید من بود، شروع خوبی بود تا ساعت ۱۰ صبح بعدش روزم به طرز افتضاحی خراب شد الان حالم خراب است شاید بعدا آمدم تو همین پست در موردش نوشتم.

خوشبختی از آن من می شود

حذف شد

روز جهانی هواشناسی

امروز روز جهانی هواشناسی است، این روز را باید به برادرم تبریک بگم، که نه هواشناس بلکه دبیر شیمی هست اما به هواشناسی علاقه وافری دارد، یادم هست اولین روزهای که سرو کله‌ی اینترنت تو خونه ی ما پیدا شد به خاطر هواشناسی بود، من هیچ وقت گزارشهای هواشناسی را نگاه نمیکنم، گزارش دقیق را از برادرم میگیرم و می دونم دقیقا روزهای آینده، چه  روزهای بارندگی داریم، گزارشهای دقیق که منم با اطمینان روز بعد به همکارانم اطلاع میدم گاهی وقتها به خونه ما زنگ میزنند و هوای روزهای آینده را می‌پرسند. یه وبلاگ هواشناسی داشت که به مدد بلاگفا از بین رفت، هواشناسی استان اون وبلاگ را دیده بود و به مرکز هواشناسی فرا خوانده شد. 

من که عاشق طبیعت هستم، اما بارندگی های اخیر هنوز اجازه نداده دل سیر بگردیم. با این حال بیشتر مردم با بر پا کردن چادرهای هلال احمری زیر باران لذت می برند.



سال نو

گاه نوشته های دریا، فرا رسیدن سال نو و جشن باستانی نوروز را به همه همراهانش تبریک و تهنیت عرض می‌کند.

بهارتان دل انگیز!

ایام به کام

دعا

دعای خواهرزاده ام تو کتابش برای پدر و مادر:

خدایا در راه کار شر به پدر و مادرم کمک نکن! 

من و معاون مدرسه

پشت مانیتور نشستم و دارم لیست نمرات عملی آمادگی دفاعی را تایپ میکنم کلید حرف پ را فشار میدم تایپ نمیکنه، معاون داره تو دفتر میچرخه، یک فکر شیطنت آمیزی به مغزم خطور میکنه، صداش میزنم و میگم به من بگه چطور حرف پ را تایپ کنم، (می دانم از کامپیوتر هیجی بلد نیست، فقط میخواستم ببینم چه جوابی میده)

 گفت: من کامپیوتر بلدم و تو خانه دارم اما پارسال  کامپیوتر مدرسه خراب بود و انداختند گردن من. منم دیگه دور ور کامپیوتر نمیام.

 

حس خوب

حس خوب یعنی بعد از مدتها به دوستت که فرسنگها از هم دورید زنگ بزنید و اون بگه همین الان یادت بودم.

سیب سلامتی

امروز آخرین جلسه کلاسم با اول انسانی بود، اعلام کردند از هفته آینده نمی آیند و به استقبال بهار می روند، درس امروز جشنهای باستانی و سوگواری بود، که کمی هم در مورد هفت سین صحبت کردم، وقتی گفتم سیب سمبل زیبایی و تندرستی و به تعداد اعضای خانواده سر سفره باشد، یکی از دخترهای که نامزد دارد، گفت:

خانوم اگر یکی اضافه باشه چی میشه؟

من: سال آینده یکی به اعضای خانواده اضافه میشه

همه خندیدند و من نیز هم

یکی دیگه از دخترهای عقد کرده گفت نمی شد حالا اینو نمیگفتی

گفتم حقیقت را گفتم 

 


Designed By Erfan Powered by Bayan